من نگاهم رو دزدیده بودم...من چشم هام رو از تیزی چشم هاش دزدیده بودم.....چونه ام رو قفل کرده بودم به گردنم.....که نبینمش.....چونه ام رو گرفته بود و گاهی با ملایمت.....و گاهی از سر خشم.....می خواست حرف هاش رو بخونه...میگفت چشم هات هیچ وقت دروغ نمی گن.....هیچ وقت....
++من نگاهم رو دزدیده بودم.....
۴۲۵...ما را در سایت ۴۲۵ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 99